تبليغاتX
تحقیقات کافی نت باران - شهریار

تحقیقات کافی نت باران - شهریار

تحقیقات - مقالات - آموزش و ... کافی نت باران - شهریار

سیستم ابزار دقیق

 

 

انرژی الکتریکی لازم برای حرکت مبدل مدار بهسازی و تقویت کننده را تولید می کند و با توجه به نوع مبدل مدار بهسازی می توان از منابع تغذیه DCیا ACاستفاده کرد .

 

مبدل :

 

کمیت فیزیکی مورد اندازه گیری را به کمیت الکتریکی قابل اندازه گیری تبدیل می کند .

 

مدار بهسازی :

 

این مدارهای الکتریکی وظیفه تبدیل ، جبران سازی و تغییر سیگنال خروجی از مبدل را به کمیتی الکتریکی که قابلیت استفاده مناسب در سایر بخشهای سیستم را داشته باشد بر عهده دارد .

 

تقویت کننده :

 

این بخش از سیستم زمانی بکار گرفته می شود که ولتاژ خروجی مبدل بقدر کافی قوی نباشد . گاهأ این مدار را با مدار بهسازی ترکیب می شود و در قالب یک بلوک نیز در سیستم ابزار دقیق قابل نمایش است .

 

بهره تقویت کننده های صنعتی مورد استفاده در سیستم های ابزار دقیق بین 10 تا 1000 بوده و ضریب تقویت متناسب با نیاز سایر اجزا سیستم ابزار دقیق به منظور همخوانی لازم بین اجزا انتخاب می شود .

 

ثبت کننده :

 

وسایل اندازه گیری ولتاژ الکتریکی که کمیت مورد اندازه گیری را به نحوه مناسب در اختیار کاربران قرار می دهند به عنوان ثبت کننده در سیستم ابزار دقیق شناخته می شوند .

 

داده پردازی :

 

به عنوان عامل اصلی تبدیل اطلاعات ولتاژ خروجی مبدلها به اطلاعاتی بر حسب کمیت مورد نظر مورد بهره برداری قرار می گیرد .

 

اهمیت این نوع سیستم ها در زمانیکه تعداد زیادی کمیت فیزیکی یک فرایند بصورت همزمان مورد اندازه گیری واقع می شود و ضبط و استفاده بموقع آنها از عهده کاربران خارج باشد بیشتر روشن است .

 

کنترل کننده :

 

در سیستم های ابزار دقیق نقش نظارت و تنظیم فرایند را بر عهده دارد .

 

سیگنال الکتریکی حاصل از اندازه گیری یک یا چند خروجی یک فرایند متناسب با مقدار فرایند در آن فرایند بوده که مورد مونیتورینگ و نظارت مستمر کاربر قرار می گیرد .

 

با مقایسه میزان کمیتهای مورد نظر در فرایند با مقدار مطلوب آنها خطای عملکردی آن سیستم تعیین می شود .

 

ابزار دقیق ترانسدیوسر ( یا مبدل ) آلتراسوندها

 

در کارهای تشخیصی همیشه پرتوهای باریکی از امواج فراصوتی نیاز می باشند. چنین پرتوهایی به وسیله یک صفحه پیزوالکتریک ،که با دو الکترود صفحه ای موازی برانگیخته می شوند ،تولیدمی گردند.

یک بلور را می توان با به کارگیری یک ولتاژ با بسامد بسیار بالا انگیخته نموده و مجبور به نوسان کرد . در بلور، بسامدی که بیشترین شدت را تولید می کند بسامد تشدید گفته می شود. تشدید یک ویژگی موج است که در آن شدت موج در حقیقت به علت هم آمیزی موجهای همانند افزایش می یابد. می توان ثابت کرد که تشدید هنگامی رخ میدهد که ضخامت بلور برابر نیمی از طول موج و یا مضرب فردی از طول باشد.

اگر دو رویه بلور ترانسدیوسر را بگونه دو رویه نوسان کننده در نظر بگیریم ،چنانچه فاصله این دو رویه باندازه موج ایجاد شده باشد، موج ایجاد شده به وسیله رویه پشتی، موج ایجاد شده بوسیله رویه جلوئی را تقویت می کند . این تقویت که بیشترین شدت موج را در بلور بوجود می آورد همان رزونانس طبیعی یا تشدید است.

بلور در ترانسدیوسرها می تواند هم به گونه فرستنده امواج فراصوت و هم گیرنده اموا ج کار کند. در حالت گیرنده تپ های ایجاد شده بوسیله بازتابش را دریافت می نماید. این بازتابش است که در ساختن نگاره سونوگرافی بکار می رود. حالت دلخواه هنگامی است که وقتی یک تپ کوتاه مدت موج فراصوت از بلور گسیل شد، بلور در زمانی بسیار بزرگتر پس از آن اماده دریافت بازتابش باشد، در اینجاست که بهترین نگاره برای کارهای بالینی ساخته می شود .

اگر بخواهیم الکتریسیته را به بلور وارد کنیم و یا الکتریسیته تولید شده را از آن بیرون ببریم ، باید بوسیله یک رسانا این کار انجام شود. دو طرف بلور دارای پوشش فلزی است که بسیار نازک بوده و برای بردن ولتاژ از آن انجام می شود . الکترودها بوسیله یک پیوند دهنده کابلی به ترانسدیوسر وصل است.

بخش نوسانی ترانسدیوسر بلور است . بلور انرژی فراصوتی را برای انتقال به محیط تولید می کند. بزرگی این بلورها می تواند به رویه دلخواه به هر اندازه ای اختیار شود، ولی هر چه نازکتر باشد با بسامد بیشتری نوسان می کند.

بخش پشتی بلور با یک ماده میراکننده یا خفه کننده و برای جلوگیری از تابش انرژی بلور در رویه پشتی پر شده است . مواد میراکننده باعث بهتر شدن نگاره فراصوتی می شوند . این مواد دارای امپدانس اکوستیک بسیار زیادی هستند . ترانسدیوسرها دارای یک بخش جلویی یا رویه جلویی هستند که با پوست بیمار تماس می یابد.این رویه لایه جفت کننده یک چهارم موج نام دارد. امپدانس ویژه این لایه میان امپدانس کریستال و امپدانس بافت نرم جا دارد تا انرژی موج به آسانی به بدن بیمارگذر کند و بازتاب اندکی داشته باشد.

همانطور که گفته شد بسامد ترانسدیوسر به ویژگی های مکانیکی بلور وابسته است. بلوری که به وسیله پالس الکتریکی انگیخته می شود تغییر بعد داده و امواج فراصوتی را تولید می کند.

بهترین عامل تعیین کننده بسامد ترانسدیوسر ، ضخامت بلور می باشد . بگونه ای تئوریک هماهنگی که یک بلور به وسیله یک تپ الکتریکی انگیخته می شود ،تنها با یک بسامد آغاز به نوسان می کند ولی کامل نبودن بلور تاثیر مواد میراکننده و ... باعث می شوند که بلور بیش از یک بسامد تابش کند. برای نمونه هنگامی که بلور دارای بسامد مگا هرتز است در حقیقت بسامدهای کمتر و بیشتر از مگاهرتزرا ( که بسامد اصلی یا طبیعی آن است ) نیز تولید می کند.

به گستره بسامدهای تولید شده از ترانسدیوسر پهنای باند گفته می شود. ترانسدیوسری که بسامدهای گوناگون در دو طرف بسامد اصلی تولید می کند دارای پهنای باند بزرگی است .

پهنای باند بسامدهای ترانسدیوسر در کیفیت نگاره ای که به وجود می آورد اثر دارد. هر چه این پهنای باند کوچکتر باشد کیفیت نگاره بهتر است ولی ترانسدیوسرها بهر حال دارای پهنای باند چشمگیری هستند.

 

میدان فراصوتی و گونه های ترانسدیوسر

ترانسدیوسر فراصوتی، بگونه یک چشمه فراصوت کارکرده و امواج فراصوتی را گسیل می کند .این امواج در آغاز بگونه ای موازی راهی را می پیماید و سپس واگرا شده و از یکدیگر دور میشوند. بنابراین دو ناحیه بوجود می آید: یکی میدان نزدیک و دیگری میدان دور . در میدان نزدیک امواج فراصوتی پرتوهایی یکنواخت و موازی هستند و پهنه برش پرتو یا نیم رخ بانداره رویه ترانسدیوسر است .

ناحیه گذری مرز میان میدان نزدیک و میدان دور است. باید گوشزد کرد که در میدان نزدیک بیشترین تعداد انترفرانس - بنابراین نا یکنواختی شدت فراصوت - دیده می شود در حالیکه در ناحیه میدان دور سطوح جبهه های موج موازی هستند . در این ناحیه انترفرانس کمتر و یکنواختی شدت انرژی فراصوتی بیشتر است .

بعلت اینکه میدان نزدیک باریکترین مرزهای موازی را برای پرتو فراصوتی دارد در این ناحیه بهترین جداسازی کناری یا عمود بر محور بدست می آید. پس قطر پرتوها روی جداسازی(رزولوشن) کناری اثر می گذارد: یعنی هر چه قطر ترانسدیوسر کوچکتر باشد توان جداسازی کناری بیشتر است، در ضمن ژرفایی که از آن نگاره می گیریم کوچکتر می شود. این برابری اگر کاهش یابد بسامد افزایش یافته و شدت پرتوی که باید به یک ژرفای خاصی برسد کاهش می یابد. برای رسیدن به هدف افزایش ،می توانیم بدون تغییر بسامد و یا قطر ترانسدیوسر قطر پرتوها را کاهش دهیم.در این کار از کانونی کردن کمک گرفته می شود.

 

ترانسدیوسرهای کانونی

نه تنها کاهش اندازه بلور در یک بسامد معین باعث ایجاد جبهه های موج تخت در دامنه گسترده ای از ژرفای ماده نمی شود بلکه برعکس هر چه رویه بلور کوچکتر باشد واگرایی پرتوها بیشتر می شود.

از سوی دیگر بسامد ترانسدیوسر روی واگرایی پرتوها اثر می گذارد. هر چه بسامد افزایش یابد واگرایی پرتو فراصوتی کمتر می شود و با این افزایش بسامد ،ژرفای نفوذ پرتوهای فراصوتی نیز کوچکتر می شود. از این رو ترانسدیوسرهایی را که با توان جداکنندگی بزرگ و سطح بلور کوچک و بسامد بالا برای معاینه ساختمانهای سطحی بدن ساخته اند نمی توان برای ساختمانهای عمقی به کار برد.

برای معاینه ساختمانهای عمقی بدن همگرا کردن پرتوهای فراصوت بکار گرفته می شود. کار همگرا کردن پرتوهای فراصوتی در ژرفای بدن با بکارگیری ترانسدیوسرهای کانونی انجام می گردد. ترانسدیوسرهای کانونی با به کارگیری عدسیهای صوتی یا به وسیله شکل دادن بلور ساخته می شوند.

اثر کانونی کردن پرتوهای فراصوتی ( چه به صورت تراش بلور یا به کار بردن عدسیهای صوتی ) جابه جا کردن ناحیه گذری میدان دور و میدان نزدیک و به سوی رویه بلور است. این کار باعث باریک شدن پهنای دسته پرتو می گردد. نقطه کانونی را در این ترانسدیوسرها می توان با شعاع انحنا ء عدسی مشخص کرد. نقطه کانونی در باریکترین بخش دسته پرتو جا دارد و به فاصله آن تا سطح کریستال فاصله کانونی گفته می شود. همچنین باریکترین ناحیه دو طرف نقطه کانونی را ناحیه کانونی(focal zone)می گویند.

چون بافتهای گوناگون بدن آدمی در ژرفای گوناگونی از پوست جا گرفته اند،برای کاربردهای تشخیص پزشکی و همچنین برای رساندن انرژی دلخواه به ژرفای دلخواه ،بهتر است عدسیهای کانونی مختلف را که دسته پرتو فراصوت را اندک اندک باریک می کنند بکار گرفت.

سازندگان این دستگاه بیشتر شماره هایی مانند ( 8 4 ) ویا ( 11 7 ) را برای نمایش بزرگی ناحیه کانونی بکار می برند که کوچکترین شماره ،فاصله آغاز کانونی شدن است. روشن است که با تغییر قطر دسته پرتو با وسایل مکانیکی ( عدسی ) یا الکتریکی شدت فراصوت درسطح های گوناگون برش دسته پرتو تغییر می کند. این تغییر باعث ایجاد بیشترین شدت در ناحیه کانونی شده و خود این کار باعث می شود که بازتابهای بدست آمده از برخورد ناحیه کانونی به مرز مشترک بافتها، بزرگترین دامنه را نسبت به بازتابهای دیگر داشته باشد.

کانونی کردن الکترونیکی

در این روش با بکارگیری زمان تاخیر، می توان امواج را بگونه ای همزمان از شماری از کریستالها گسیل داشت. در این کار، امواج گرد هم آمده، سپس بازتابهای دریافتی بوسیله دستگاهی بنام تقویت کننده با هم یکی شده و بازتابهای دریافتی را بوجود می‌ آورند. برتری این دستگاه این است که می توان جایگاه نقطه ای که امواج روی آن کانونی می شود را تغییر داد و امواج را روی نقطه ای دیگر کانونی کرد.

 

چگونگی ساخت نگاره فراصوتی

امواج فراصوتی با گذاشتن ترانسدیوسر در تماس با بدن و با به کارگیری موادی که هوا را میان ترانسدیوسر و بدن از میان بر می دارد ( مانند آب ،روغن و یا ژل ) به بدن فرستاده می شوند. همین تراسدیوسر که تپ را تولید میکند ( فرستنده ) بگونه گیرنده یا آشکارساز نیز کار می کند. در اثر برخورد بازتابها به ترانسدیوسر و به علت نوسان آن ولتاژی تولید می شود که پس از تقویت این ولتاژ برای ساخت نگاره بکار می رود. تشخیص با فراصوت بر پایه بازتابی که امواج در بدن و بر روی مرز میان دو بافت متفاوت پیدا می کنند استوار است. این بازتاب هنگامی بوجود می آید که اختلاف در امپدانس صوتی دو محیط وجود داشته باشد. اگر چه امواج پژواک با دامنه بسیار کوچک ( نزدیک به 6/0 درصد انرژی تابیده به مرز میان کلیه و چربی بازتاب می یابد ) می توانند بوسیله گیرنده های حساس نمایان شوند ولی، هنگامیکه موجی نتواند بازتاب پیدا کنداز مرزهای سر راه گذر نموده و ممکن است در بخشهای ژرفتر به وسیله مرز میانی دیگری که تفاوت امپدانس را دارا باشد بازتاب یابد. گذر و نفوذ امواج فراصوت به علت کاهش بافتی، در بافتهای نرم محدود می شود.

همه انرژی امواج فراصوت در برخورد با مرز میان گاز یا هوا بکلی بازتاب می یابد و این خود سد بزرگی برای گذراندن فراصوت از راه گاز یا هر عضوی است که دارای گاز باشد.

وجود لایه هوا میان ترانسدیوسر و سطح پوست را که می تواند سد بزرگی برای گذر انرژی انرژی فراصوت باشد با واسطه هایی مانند روغن زیتون ، پارافین ، آب ویا گلیسیرین از میان می برند. از سوی دیگر اندازه جذب و سرعت فراصوت در استخوان بسیار بیشتر ازبافت نرم است. در نتیجه سونوگرافی از راه استخوان با مشکل روبروست و نتایج رضایت بخش به دست نمی آید. روش به کارگیری بازتابهای بدست آمده از تابش پرتوهای فراصوت متفاوت است.

 

 

 

 

توانمندیهای ابزار دقیق نیروگاه:

 

 تعمیرات ابزار دقیق و کنترل :

-نصب و راه اندازی سیستم های کنترل

-برنامه ریزی کالیبراسیون تجهیزات

-عیب یابی تجهیزات کنترل و ابزاردقیق

-طراحی سیستم های کنترلی و بردهای کنترلی ، کنتور گاز و مونتیورینگ

-سرویس و تعمیر کنترل ولو

 

مهندسی و برنامه ریزی :

- تهیه و اجرای طرحهای بهینه سازی

- مشاوره در امور برنامه ریزی ، تعمیرات و بهره برداری

- افزایش راندمان توربین گازی

- تست کارایی توربین های گازی

- آموزش های عمومی ، تخصصی و پیمانکاری توربین گاز

- اجرای سیستم های کد گذاری بهره برداری ، تعمیرات و انبار بصورت مکانیزه

- پیش بینی بار براساس درجه حرارت محیط جهت ارائه در بازار برق

- عملیات و آموزش روشهای گوناگون اطفاء حریق در مرکز آموزش آتش نشانی نیروگاه

- همکاری در اجرای پروژه های ساخت داخلی قطعات توربین های گازی

- نظارت بر پروژه های تعمیرات و بهره برداری و امور مهندسی

 

بهره برداری :

- راه اندازی توربین های گازی

- بهر ه برداری و تولید انرژی از توربینهای گازی

- بهر ه برداری از پست های KV63   KV, 230

- مشاوره در امور بهره برداری از واحدهای گازی

 

 

 

ابزار دقیق بیوسنسور ها

 

مقدمه ای بر ابزار دقیق( بیوسنسورها) : یکی از خدمات اصلی مهندسی پزشکی به علوم زیستی و پزشکی کلینیکی ارائه ابزار دقیق مهندسی پزشکی بوده است.

 

پیشرفتهایی که در این زمینه صورت گرفته است منجر به توسعه انواع جدید ابزار دقیق مهندسی پزشکی و روشهای متعدد کلینیکی شده است مانند مانیتورینگ الکترونیکی بیمار، که یکی ازجنبه های مهم مراقبت پزشکی در حالت بحرانی است، و همچنین منجر به توسعه انواع دستگاهها برای کمک به افراد دچار ناتوانی جسمانی شده است)

 

ابزار دقیق مهندسی پزشکی چنانچه در شکل مشاهده می گردد سه کارکرد اصلی دارد. بخش سنسور یا مبدل ابزار به عنوان واسط با سیستم فیزیولوژیکی تحت اندازه گیری عمل می کند، از این رو بیوسنسورها بخش مهم و ضروری هر سیستم اندازه گیری مهندسی پزشکی به شمار می آیند. بیوسنسور به عنوان وسیله ابتدایی برای تبدیل یک پدیدۀ خاص زیستی، شیمیایی یا فیزیکی به یک سیگنال الکتریکی عمل می کند و باید این فرایند تبدیل را با موفقیت و بدون تغییر یا اختلال در پدیده ای که اندازه می گیرد انجام دهد. بنابراین اهمیت آنها بسیار زیاد است، چون بدون آنها ما از دینامیک متغییر در دنیای فیزیک، شیمی و زیست شناسی بی اطلاع خواهیم ماند.

 

 بیوسنسورها با کمیت های خاص متنوعی سروکار دارند، پس در مورد بیوسنسورهایی که در ابزار پزشکی کاربرد دارند در نظر گرفتن نکات فیزیولوژیک به اندازۀ مسایل مربوط به طراحی مهندسی اهمیت دارد. ابزار دقیق پزشکی از انفجار اطلاعات در تکنولوژی الکترونیک بهره گرفته است. ابزارهای الکترونیکی پزشکی مستقل امروزه می توانند عملیات پردازش سیگنال پیچیده ای را انجام دهند که تا همین اواخر برای آن به یک کامپیوتر جداگانه نیاز بود. با این حال، توانائیهای بسیار پیچیدۀ ابزارهای دقیق امروزی هنوز نیازمند سیگنالهای با کیفیت بالا در ورودی هستند. نمایش وذخیره.4....... پردازش سیگنال.3...... سنسور.2 ........ سیستم فیزیولوژیک .1 ترتیب عمل کرد دستگاهها در پزشکی نشان داده شده است سنسور: چنین سیگنالهایی باید از سنسور وارد شوند که به عنوان واسطه بین ارگانیسم بیولوژیکی و بقیه ابزار دقیق عمل می کند بنابراین گستره سنسورها برای ابزارهای الکترونیکی مهندسی پزشکی، زمینه ای مهم برای تحقیق، توسعه و تولید در مهندسی پزشکی فراهم می نماید. پردازش گر سیگنال: وقتی که بیوسنسور اطلاعات بیولوژیک تحت اندازه گیری را به یک سیگنال الکترونیکی تبدیل کرد، سیگنال وارد دومین بلوک اصلی سیستم ابزار دقیق، یعنی پردازشگر سیگنال می شود. این بخش، سیگنال الکترونیکی را تقویت و فیلتر می کند و بر روی آن کار می کند تا یک سیگنال الکتریکی تولید کند که قادر باشد دستگاههای خروجی را بکار اندازد یا قابل نمایش باشد.

این پردازش سیگنال می تواند یک عمل ابتدایی مانند تقویت ساده سیگنال باشد یا خیلی پیچیده تر مانند طراحی و استفاده از بسته های نرم افزاری و سخت افزاری گسترده که خروجیهای مناسب و قابل اطمینانی برای اندازه گیری انجام شده فراهم می نمایند. خروجی: بخش خروجی ابزار دقیق پزشکی از این نظر که واسط بین سیگنالهای الکتریکی و یک سیستم بیولوژیکی است شبیه بخش سنسور است.

 

در این مورد، سیستم بیولوژیکی، فردی است که خدمات درمانی را ارائه می کند. عملکرد بخش خروجی یک ابزار پزشکی تبدیل سیگنالهای پردازش شده الکتریکی به شکلی است که افرادی که این ابزار را به کار می برند، بتوانند آن را مشاهده نموده یا در برخی موارد، اطلاعات را برای مشاهدات وتحلیلهایی در آینده ذخیره نمایند، قطعات نمونه خروجی که در سیستم اندازه گیریی پزشکی به کار می روند لوله اشعه کاتدی (CRT) (catude-ray tube) برای مشاهده سیگنالها به شکل گرافیکی یا ترکیبی از ارقام و حروف، ثبت کنندۀ نمودار گرافیکی (graphic chart recorder) برای مشاهده و ثبت دائمی سیگنالها و ثبت کننده نوار مغناطیسی برای ثبت دیجیتال یا آنالوگ سیگنالهایی که بعداً مورد توجه و تحلیل قرار خواهند گرفت.

 از این توصیف مختصر وکلی که از یک سیستم ابزار دقیق پزشکی ارائه کردیم اهمیت این نکته معلوم می شود که درک دقیق از کمیت هایی که مورد اندازه گیری هستند در طراحی هر سه قسمت اصلی سیستم ضروری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای آنکه اندازه گیریهای فیزیولوژیکی صحیح انجام شود، شخص باید به طور واضح بر هم کنش بین سنسور و سیستم بیولوژیکی را مشاهده و درک نماید. فقط در این صورت است که شخص می تواند خطاهای اندازه گیری را به حداقل برساند که به نوبه خود بر تصمیمات کلینیکی اثر می گذارد.

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

انجمن مجازی بیو الکتریک ایران

PRIN.IR

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:57  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

ابررسانایی

 

اثر مایسنر سبب می‌شود که دوقطبی مغناطیسی در بالای ابررسانا (که حالت دیامغناطیسی) پیدا کرده است، شناور در هوا باقی بماند.اَبَررسانایی پدیده‌ای است که در دماهای بسیار پایین برای برخی از مواد رخ می‌دهد. در حالت ابررسانایی مقاومت الکتریکی ماده صفر می‌شود و ماده خاصیت دیامغناطیس کامل پیدا می‌کند، یعنی میدان مغناطیسی را از درون خود طرد می‌کند. طرد میدان مغناطیسی تنها تفاوت اصلی ابررسانا با رسانای کامل است، زیرا در رسانای کامل انتظار می‌رود میدان مغناطیسی ثابت بماند، در حالی که در ابررسانا میدان مغناطیسی همواره صفر است.

 

در واقع ابررساناشدن یک ماده چیزی جز گذار فاز آن ماده نیست، چیزی همانند تغییر حالت آب از مایع به گاز و یا برعکس.

 

در رساناهای عادی مقاومت الکتریکی با کاهش دما کم می‌شود، ولی هیچ گاه به صفر نمی‌رسد. ولی در مواد ابررسانا (مانند جیوه، آلومینیوم و بعضی از آلیاژهای فلزی) اگر دما از مقدار مشخص Tc (که دمای بحرانی نام دارد) کمتر شود، مقاومت الکتریکی ناگهان صفر می‌شود. دمای بحرانی معمولاً کمتر از ۲۰ درجهٔ کلوین است (کمتر از ۲۵۳- درجهٔ سلسیوس) و به مادهٔ مورد نظر بستگی دارد. دمای بحرانی جیوه ۴٫۲ کلوین (۲۶۸٫۸- درجهٔ سلسیوس) است.

 

در سال ۱۹۸۶ ابررسانایی دمای بالا کشف شد. دمای بحرانی این ابررساناها بیش از ۹۰ کلوین است. نظریه‌های کنونی ابررسانایی نمی‌توانند ابررسانایی دمای بالا را، که به ابررسانایی نوع ۲ (Type II) معروف است، توضیح دهند. از نظر عملی ابرساناهای دمای بالا کاربردهای بسیار بیشتری دارند، زیرا در دماهایی ابررسانا می‌شوند که راحت‌تر قابل ایجاد هستند. پژوهش برای یافتن موادی که دمای بحرانی آن‌ها باز هم بیشتر باشد، و همچنین برای یافتن نظریه‌ای برای توضیح ابررسانایی دمای بالا همچنان ادامه دارد.

 

ابرسانایی نوع ۱ و نوع ۲

اگر میدان مغناطیسی خیلی قوی باشد، اثر مایسنر از بین می‌رود. همین پدیده ابررساناها را به دو نوع تقسیم می‌کند: در ابررساناهای نوع ۱ (Type I) اگر میدان مغناطیسی از یک حد آستانه (Hc) بیشتر شود، ابرسانایی ناگهان از بین می‌رود. بسته به شکل هندسی نمونه، ممکن است حالت‌های میانی‌ای هم ایجاد شوند که در آن ناحیه‌های عادی (که در آن‌ها میدان وجود دارد) و ناحیه‌های ابرسانا (که میدان درون‌شان صفر است) هم‌زمان وجود داشته باشند. در ابررساناهای نوع ۲ (Type II) اگر میدان مغناطیسی از حد Hc1 بیشتر شود، حالت مخلوطی ایجاد می‌شود که در آن شار مغناطیسی روبه‌افزایشی از ماده می‌گذرد، ولی مقاومت ماده، اگر جریان خیلی زیاد نباشد، همچنان صفر باقی می‌ماند. در حد دوم از میدان مغناطیسی Hc2 ابررسانایی از بین می‌رود.

 

بیشتر ابررساناهایی که عنصر ساده هستند (به جز نیوبیوم، تکنوتیوم، واندالیوم و نانولوله‌های کربنی) نوع ۱ هستند، و تقریباً همهٔ ابررساناهای ناخالص و ترکیبی نوع ۲ هستند.

 

 

نظریه‌های ابررسانایی

هنوز هیچ نظریه‌ای که بتواند همهٔ انواع مشاهده‌شدهٔ ابررسانایی را توصیف کند، وجود ندارد. اصول پایه‌ای ابررسانایی در سال ۱۹۵۷ توسط سه فیزیکدان امریکایی (جان باردین، رابرت شریفر و لئون کوپر) توضیح داده شد و به نام این سه فیزیکدان نظریهٔ BCS نام گرفت.

 

 این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

[ویرایش] تاریخچهٔ ابررسانایی

ابررسانایی را در سال ۱۹۱۱ هایک کمرلینگ اونز هلندی از دانشگاه لیدن کشف کرد. او مقاومت الکتریکی جیوهٔ جامد را در دماهای پایین بررسی می‌کرد و از هلیوم مایع -که تازه کشف شده بود- به عنوان سردکننده استفاده می‌کرد. او فهمید که در دمای ۴٫۲K مقاومت ناگهان به صفر می‌رسد. جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۱۳ به همین خاطر به او داده شد.

 

در دهه‌های بعد، خاصیت ابررسانایی در مواد دیگری نیز دیده شد. در سال ۱۹۱۳ دیده شد که سرب (در دمای ۷K) و در سال ۱۹۴۱ نیترید نیوبیوم (در دمای ۱۶K) ابررسانا می‌شوند.

 

گام مهم بعدی در فهم ابررسانایی در سال ۱۹۳۳ اتفاق افتاد. در این سال مایسنر و اوخنفلد دریافتند که ابرساناها میدان مغناطیسی خارجی را طرد می‌کنند؛ پدیده‌ای که امروزه اثر مایسنر نامیده می‌شود. در سال ۱۹۳۵ فریتز و هاینز لندن نشان دادند که اثر مایسنر نتیجه‌ای از کمینه‌بودن انرژی آزاد الکترومغناطیسی حمل‌شده توسط جریان‌های ابررسانا است.

 

کاربردها

ابررساناهای دمای پایین امروزه در ساخت آهنرباهای ویژه طیف سنجهای رزونانس مغناطیسی هسته، رزونانس مغناطیسی برای مقاصد تشخیص طبی، شتاب دهنده ذره‌ها، ترنهای سریع مغناطیسی و انواع ابزارهای رسانایی الکترونیکی بکار میرود. اما برای اینکه ابررساناهای دمای بالا در کاربردهای میدان مغناطیسی در دمای بالا رقابت کنند، هنوز زمان لازم دارد، این بعلت دشواری در تولید انبوه و با کیفیت بالاست. اگر چه در حال حاضر، بازار ابررساناهای دمای بالا رونق کمی دارد، گمان میرود که در خلال دو دهه آینده کاربر د آن فراگیر و پررونق شود.

 

 این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

جستارهای وابسته

رسانا

مقاومت الکتریکی

ابررسانایی رنگی

نظریه BCS

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:57  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

آمادگی جسمانی والیبال و بسکتبال

 

فاکتورهای آمادگی جسمانی:

 

بسیار ضروری ومهم است که یک ورزشکار بداند درورزشی که انجام میدهد کدام

یک ازعوامل یا فاکتورهای آمادگی جسمانی نقش اساسی ایفا میکندزیراازاین طریق به

نتایج مطلوب زیرخواهد رسید:

1- زمان رسیدن به نقطه عطف ومطلوب دربرخورداری ازفیزیک مناسب به حداقل ممکن میرسد(پیشرفت سریع )

2- ازآسیب دیدگی بی مورد تا مقیاس بالایی جلوگیری میکند

3- ازفشارآوردن بی مورد برسایرعضلات ودستگاههای بدن جلوگیری می نماید

4- زمان اجرای مطلوب حرکات ورزشی طولانی تر میگردد.(درسالهای بیشتری میتواند به فعالیت ورزشی موردعلاقه خود بپردازد)

5- موفقیت اودرورزش تقریبا تضمین شده خواهد بود (به شرط اینکه سایر عوامل نیز حتما مدنظر گرفته شوندمانند وراثت آموزش صحیح وعلمی انتخاب درست رشته ورزشی و...)

6- ازصرف هزینه های بی مورد بصورت چشمگیری کاسته میشود

7- تقریبا باکمترین امکانات به بهترین نتایج دست خواهدیافت

برای طراحی یک تمرین علمی نکات زیادی راباید درنظر داشت که یکی ازمهمترین آنها همان فاکتورهای آمادگی جسمانی خاص همان ورزش است. جالب است بدانید درورزشهای گروهی حتی نوع تمرین وانتخاب یکی از فاکتورهای آمادگی جسمانی برای بازیکنانی که درپست های مختلف ایفای نقش میکنند نیز اهمیت بسزائی دارد برای روشن ترشدن مطلب مثالی میزنم :

یک تیم فوتبال رادرنظر بگیرید ؛ قدرت بدنی ازمهمترین فاکتورهای آمادگی جسمانی برای این رشته ورزشی است ولی بازیکنی که درنوک حمله فعالیت میکند به یک نوع خاص قدرت نیازدارد(قدرت انفجاری) وبازیکنی که درخط دفاعی فعالیت میکند به یک نوع دیگر قدرت (قدرت پویا )این مورد درفاکتور استقامت نیز صادق است. بنابراین یک مربی آگاه وباتجربه هیچگاه یک نوع تمرین قدرتی رابرای تمام افراد تیم تجویز نمی کند .

 

وامافاکتورهای آمادگی جسمانی :

1- قدرت : طبق تعریف قدرت حداکثر نیرویی است که میتوان برای یکبار اعمال نمود.

قدرت به چهار شکل الف- ایستا (ایزومتریک ) ب - پویا (ایزوتونیک ) ج- قدرت متغیر (ایزوکنیتیک) د- قدرت انفجاری یا توان (پلیومتریک ) تقسیم میشوند(دربخش بعدی تک تک فاکتورهای آمادگی جسمانی راشرح خواهم داد).

2- استقامت : بطورکلی عبارت است از توانایی تکرار حرکتی یکنواخت .

استقامت نیز به دوصورت الف استقامت قلبی عروقی (تنفسی) و ب- استقامت عضلانی تقسیم میشود (البته استقامت عضلانی ازنظرزمان به استقامت کوتاه مدت میان مدت ودرازمدت تقسیم میشود).

3- سرعت : عبارت است ازتوانایی جابجا شدن کل بدن (مانند دو) یایک اندام ( مانند سرعت دست درمشت زنی) درحداقل زمان . (رابطه مستقیم با وراثت دارد.)

4- سرعت عکس العمل: عبارت است از فاصله زمانی بین دریافت محرک و شروع حرکت (دریافت محرک مانند شنیدن صدای تپانچه تا شروع حرکت دویدن دراستارت دوی 100متر) .

5- توان : بکارگیری حداکثر نیرودرحداقل زمان (درواقع همان قدرت انفجاری یا پلیومتریک است)

6- انعطاف پذیری : به دامنه حرکتی گفته میشود که اعضادرآن دامنه قادربه حرکت هستند (باافزایش انعطاف پذیری خطر مصدومیت کاهش می یابد)

7- چابکی : به توانایی تغییر سریع وناگهانی جهت حرکت وسرعت همراه باحفظ تعادل گفته میشود

8- تعادل : به توانایی حفظ بدن درفضا تعادل گفته میشود که به دوصورت ایستا وپویا میباشد (ایستا مانند بالانس زدن روی دست ها وپویا مانند اجرا ی حرکتهای دارحلقه - بارفیکس یا پارالل)

البته دربسیاری ازمنابع فاکتورهای آمادگی جسمانی هفت عدد میباشندکه سرعت وسرعت عکس العمل رایک فاکتورمحسوب نموده اند ولی این دوباهم تفاوت داشته وتمرینات خاص خود راداراهستند . یکی ازمهمترین تفاوت این دو رامیتوان چنین عنوان کرد که سرعت ارتباط مستقیم با عامل وراثت دارد( وجود تارهای روشن در عضلات) اما سرعت عکس العمل به نوعی اکتسابی بوده وباتمرین بهبود می یابد.

حالاباتوجه به توضیحات مختصریادشده باید بدانیم درورزشی که انجام میدهیم کدامیک ازاین فاکتورها وبه چه میزان از آنها نیاز است تا سریعتر کم خطر تر- مطلوبترو... به سطوح بالای اجرای ورزشی برسیم .دربحث بعدی من تک تک این عوامل رابطورکامل شرح داده وروشهای مناسب تمرینی وتاثیرات فیزیولوژی هرکدام رابیان خواهم کرد.

 

اطلاعات عمومی:

ورزش بسکتبال يک بازي گروهي و هيجان آوري است که در آن بازيکنان بايد داراي سرعت عمل و تحرک بسيار باشند . خصوصياتي چون آمادگي جسماني ، وقت شناسي ، همکاري ، گذشت ، سرعت و دقت و همچنين ابتکارات و فنوني که ورزشکاران از خود بروز مي دهند اين بازي را مفرح و شادي آن را لذت بخش مي نمايد.

بازي بسکتبال توسط دو تيم پنج نفره انجام مي شود . هر تيم از 5 يار ذخيره براي تعويض بازيکنان اصلي استفاده مي کند . زمان بازي 40 دقيقه است که به دو وقت 20 دقيقه اي تقسيم مي شود و بين اين دو وقت ، به بازيکنان 10 دقيقه استراحت داده مي شود . در شروع هر بازي داور در دايره وسط زمين بين دو بازيکن از دو تيم مي ايستد و با پرتاپ توپ به هوا بازي را افتتاح مي کند .

هدف هر تيم از انجام بازي کسب امتياز از طريق انداختن توپ در داخل حلقه تيم مقابل مي باشد ، لذا تاکيد فراواني بر روي توسعه مهارتهاي پرتاپ صورت مي گيرد . هر توپي که از حلقه حريف عبور مي کند گل ناميده مي شود . ارزش هر گل دو امتياز و هر گلي که از طريق پنالتي زده مي شود يک امتياز محسوب مي گردد . پرتابهايي که از پشت خط سه امتيازي منجر به گل شود سه امتياز در بر خواهد داشت . پس از گل شدن توپ يکي از بازيکنان تيم گل خورده توپ را ظرف مدت 5 ثانيه از پشت يا ازروي خط انتهايي زمين به داخل زمين مقابل پاس مي دهد .

بطور کلي هيچ يک از بازيکنان تيم نمي توانند توپ را بيش از 5 ثانيه نزد خود نگه دارند . در اين بازي بازيکنان مي توانند پاس بدهند ، پرتاب کنند ، ضربه بزنند و يا اينکه توپ را دريبل کنند.

مي باشد وليکن بازيکنان حق گرفتن يکديگر و يا هل دادن ، حمله کردن و يا دويدن با توپ را ندارند و نمي توانند از جلو گرفتن بازيکن تيم مقابل با دست ، شانه ، با سر و يا زانو جلوگيري نمايند . در هر نيمه بازي تيمي که در وقت قانوني امتياز بيشتري آورده باشد برنده شناخته مي شود .

زمين بازي بسکتبال مستطيل شکل است که بر اساس استاندارد بين المللي داراي 28 متر طول و 15 متر عرض مي باشد و خطي در وسط زمين دو نيمه آن را از هم جدا مي کند .

در ميانه زمين دايره اي به شعاع 80/1 متر رسم مي گردد ، در دو انتهاي زمين و در زير حلقه محوطه اي به شکل ذوزنقه 80/5 متر است و دايره اي به شعاع 80/1 متر بر قاعده کوچک آن رسم شده است .

بطور کلي ابعاد استاندارد زمين بازي بسکتبال به شرح زير مي باشد :

طول 28 متر

عرض 15 متر

فضاي اطراف حداقل 50/2 متر

جايگاه داوران و تيم ها حد اقل يک متر که فدراسيون بسکتبال ايران فاصله 2 متر را توصيه مي کند .

ابعاد کلي مورد نياز:

طول 10/30 متر تا 10/32 متر

عرض 10/19 متر تا 10/20

ارتفاع حد اقل 7 متر

فاصله نيمکت ذخيره ها تا ميز داوران و وقت نگهدار 3 متر و تا صندلي تعويض 2 متر مي باشد .

ورزش بسکتبال از جمله ورزشهايي است که تعداد تماشاچي آن روز به روز افزون تر مي گردد در نتيجه استاندارد فضاها براي جايگاه تماشاچيان رو به افزايش است . اغلب فدراسيون هاي بسکتبال هاي کشور نفر پيشنهاد مي نمايند . در بازيهاي کشوري حد اقل ظرفيت تماشاچي 1500 صندلي در مسابقات بين المللي و قاره اي حدود 8000 نفر و بيشتر توصيه شده است . بهترين زاويه ديد براي تماشاچيان ، مشاهده بازي از طرفين زمين است ، زيرا در دو طرف انتهاي زمين ، تخته هاي بسکتبال مانع از ديد کافي مي شود . حد اقل فاصله اولين رديف تماشاچي تا زمين بازي 2 متر مي باشد .

تجهيزات مورد نياز :

- توپ : توپ بسکتبال کره اي شکل بوده و از جنس چرم ، پلاستيک و يا مواد مصنوعي ساخته مي شود . محيط توپ نبايد از 75 سانتيمتر بيشتر باشد . همچنين وزن آن نبايد کمتر از 600 گرم و يا بيشتر از 650 گرم باشد . ميزان فشار هواي داخل توپ بايد به حدي باشد که در صورت رها شدن از ارتفاع 80/1 متر ، پس از اصابت به زمين کمتر از 20/1 و بيشتر از 40/1 متر از زمين بلند نشود .

 

آموزش والیبال

1-     تعدادبازیکنان یک تیم 12 نفر است .

به همراه 12 بازیکن یک مربی (سرمربی) ؛ یک کمک مربی (مربی) یک فیزیوتراپ (بدنساز) ویک پزشک می باشد.

2-     یکی ازاعضای تیم به عنوان بازیکن آزاد(لیبرو) مشخص میشود (بارنگ پیراهن متفاوت ).

3-     فقط افرادمذکور مجازند درجریان بازی برروی نیمکت ذخیره ها بنشینند.

4-     یکی ازاعضای تیم (بغیرازلیبرو) بایستی به عنوان کاپیتان تیم ازسوی مربی تعیین شود.(دربرگه مسابقه ثبت می گردد).

5-     تجهیزات بازیکنان شامل پیراهن ها ، شورت ها ، جوراب ها ، کفش های مخصوص است (بایستی همگی متحدالشکل باشند- پیراهن بازیکن آزادبادیگران متفاوت است)

6-     شماره پیراهن ها میتواند از عدد1 تا 18 شماره گذاری شود .

7-     شماره ها بایستی دروسط جلو ووسط پشت پیراهن منظورشوند.

8-     شماره روی سینه باید حداقل 15 سانتیمتر بلندی وشماره پشت حداقل 20 سانتیمتر بلندی داشته باشد (درمسابقات جهانی شماره بازیکن بایستی درقسمت پای سمت راست شورت به بلندای 4 تا 6 سانتیمتر وپهنای حداقل یک سانتمتر نصب شود).

9-     کاپیتان تیم با یک نوار 2×8 سانتیمتری درزیرشماره جلوی پیراهن مشخص می شود.

10- بازیکنان مجازنیستند هیچگونه وسایلی که سبب مجروح شدن دیگران شود یا امتیاز وتفع ساختگی برای بازیکن بوجود آوردهمراه داشته باشد(بامسئولیت خودشان میتوانند ازعینک ویالنز استفاده نمایند).

11- کاپیتان ومربی تیم ، هردومسئول رفتاروانضباط اعضاء تیم خود هستند.

12-  کاپیتان ومربی باید قبل از شروع بازی برگه ثبت مسابقه راامضاء نمایند.

13- کاپیتان ومربی میتوانند تقاضای تایم اوت استراحت ویاتویض بازیکن نمایند.

 

آموزش سرویس  

آموزش آسان والیبال ؛ گالری عکس ،تکنیک ؛ بدنسازی ؛ آسیب دیدگی ورزشی ؛ قوانین ؛ تاریخچه

تکنیک سرویس دروالیبال

اززمان پیدایش والیبال تاکنون تکنیک سرویس نیز روند تکاملی بالایی پیداکرده است . امروزه سرویس نزد بازیکنان حرفه ای به یک حمله بسیارقوی وکارآمدتبدیل شده است . انواع سرویسهای سریع باسرعتی بالغ بر80 کیلومتر برساعت اجرامیشوند .درهمه سطوح مسابقات تیمی که ازسرویسهای خوب بهره مند باشد 50درصد فاکتوربرنده شدن راداراست چراکه میتواندبااجرای سرویس موفق تاکتیک تیمی حریف رامختل کرده وبادفاع مناسب امتیاز کسب نماید

 

تعریف سرویس:

سرویس ضربه ای است که توسط یک بازیکن وبایک دست درمحل مخصوص زده میشود تابازی شروع شود.

شرایط اجرای سرویس:

- حتما درمحل مشخص شده اجراشود (به قسمت آموزش قوانین مراجعه کنید)

- ضربه پس ازسوت داور اجراشود

- ضربه بایک دست زده شود

- خطاهای قانونی سرویس هنگام اجرای سرویس صورت نگیرد

انواع سرویس :

سرویس هارامیتوان ازجهات مختلف تقسیم بندی نمود ولی رایج ترین نوع تقسیم بندی به قرارزیراست:

1- سرویس ساده روبه تور

2- سرویس ساده پهلوبه تو